چارده ای وچه ویلا - شهر دیباج
دیباجیها - شهر دیباج - بچه های شهر دیباج
لینک دوستان

شهرستان دامغان در استان سمنان ایران، دارای دو بخش مرکزی و امیرآباد.

شهرستان دامغان از شهرستان‌های استان سمنان است. مرکز آن شهر دامغان است و شامل دو بخش مرکزی و امیرآباد است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۸۴٫۶۸۰ نفر بوده‌است [۱].

این شهرستان شامل شهرهای دامغان، امیریه و دیباج است. از شمال با استان مازندران، جنوب استان اصفهان، از شرق شهرستان شاهرود و از سمت غرب با شهرستان سمنان و شهرستان مهدی شهر همسایه‌است. محصول پسته این شهرستان بسیار مشهور است.

تبدیل روستای دیباج مرکز دهستان رودبار تابع بخش مرکزی شهرستان دامغان در استان سمنان به شهر

‌تقسیمات کشوری و وظائف استانداران و فرمانداران

‌وزارت کشور

‌اکثریت وزرای عضو کمیسیون سیاسی – دفاعی هیأت دولت در جلسه مورخ ۱۳۷۵٫۲٫۳۰ با

توجه به اختیار تفویضی هیأت وزیران (‌موضوع تصویب‌نامه شماره.۹۳۸۰۸ت ۹۰۷ مورخ

۱۳۶۸٫۱۰٫۲۴) بنا به پیشنهاد شماره ۱٫۴۲٫۸۲۱۷ مورخ ۱۳۷۴٫۷٫۲۵ وزارت کشور و به

استناد ماده (۱۳) قانون تعاریف و ضوابط‌تقسیمات کشوری – مصوب ۱۳۶۲ – و در اجرای

ماده (۴) قانون یاد شده و تبصره‌های الحاقی به آن تصویب نمودند:

‌روستای دیباج مرکز دهستان رودبار تابع بخش مرکزی شهرستان دامغان در استان سمنان

به شهرتبدیل شده و به عنوان شهر دیباج شناخته شود.

‌تأیید می‌گردد

‌اکبر هاشمی رفسنجانی – رییس جمهور

‌این تصویب‌نامه در تاریخ ۱۳۷۵٫۳٫۲۰ به تأیید مقام محترم ریاست جمهوری رسیده است.

‌حسن حبیبی – معاون اول رییس جمهور روستای دیباج

شهرستان دامغان ، بخش مرکزی ، همجوار مجموعه چشمه علی و دارای آب و هوای مناسب و مطبوع

دیباج

چهارده قدیم که شامل سه روستای آباد و یک روستای خراب بنام امین اباد که جمعا” بنام چهارده نام گذاری شد این شهر دارای روستاهای قلعه – زردوان- ورزن که این سه روستا در سال ۱۳۷۵ هجری شمسی بعلت پیشرفت فرهنگی مردم و نمونه شدن در ردیف ششم در زمان جنگ تحمیلی از نظر کمک رسانی به جبهه های حق علیه باطل به شهر تغییر نام یافت شهر شامل سه الی چهار قلعه بوده که در چهار ضلع آن برجهایی قرار داشته و دارای یک دروازه بوده که اکثر اوقات برای جلوگیری از حملات احتمالی دشمنان درب بسته و سنگ بزرگی را پشت آن از داخل قرار می دادند که قسمتی از آثار دیوارها و برجها در داخل محله قلعه وجود دارد کوچه ای معروف به کوچه خندق  که برای جلوگیری از نفوذ دشمن آب پر می کردند که از حمله دشمن در امان باشند

زردوان – یا زیاران یکی از محله های این شهر است که به گفته قدیمیها در آنجا آل زیار زندگی می کرده که یکی از نقاط آن بنام بازیار معروف است

ورزن :یا بر زن که یکی از محله های این شهر می باشد این شهر در فاصله ۵۴ کیلومتری شمال شرق دامغان قرار دارد که شمالا” به کوهای البرز و جنوبا” به تپه های فراخ دره و ولدره و کوه معروف به برکه و شرقا” به تنگه زندان و کوه امام ابوالقاسم و نماز گاه و نقارخانه و اسکور تنگه و غربا” به چشمه علی – انبان کوه و شاهدار کوه متصل است۰

امین آباد یاکشه- که بروایتی هلاکوخان و به روایت دیگر محمد خان به این روستا حمله کرده و مردم به کوهها پناهنده شدند و با شیوه فریب کارانه خشت خام را بجای قران در پارچه ای پیچیده و قسم خورد که یکی از شما را نمی کشم پس از آنکه مردم از کوهها بزیر آمده همگی قتل عام شدند فقط یک نفر را نکشت آنهم شخصی بنام میر ابوالقاسم که تبار آن بنام میر ابوالقاسمی در محله قلعه باقیست پس از قتل عام از سرهای آنها مناره ای با ساروچ ساخت تا چندین سال قبل مناره وجود داشت و بنام کله منار معروف است۰ قبرستانی وسیعی که در آن مقتولین و یا مردگان دفن هستند هنوز باقی است همه ساله در هشتم محرم بعد از ظهر دستجات از سه محله برای برگزاری مراسم در آنجا می آیند و با قرائت زیارت نامه و سینه زنی یاد مقتولین و مرحومین را گرامی می دارند در سال ۱۳۸۴ به یاد شهیدان گمنام ۵ تن از شهدای گمنام در این مکان دفن گردیده اند که بارگاهی در حال ساخت می باشد

خرابده یا امین آباد یاکشه که دیوارهای تکیه و مسجدی بنام مسجد ابوذر باقی است و حمام آن تا سالهای قبل باقی بوده و فعلا” آثاری از آن نیست۰

پس از تخریب و قتل عام توسط خونخوران تاریخ جز عده معدودی کسی جرات زندگی در این منطقه را نداشته کم کم طوایفی از قدمگاه خراسان (قدمی) و از باداب سر هزار جریب سیدهای و از سمنان طایفه میر جیفری و عده ای از شاهرود و جمعی از نقاط دیگر به علت اینکه ییلاقی بوده و آب و هوایی خوش داشته و آب فروانی داشته در این محل جمع و کم کم به تولید نسل و زراعت کاری ودامداری پرداختند ۰ مراتع زمستانه کلاریز سالدره – ولدره- کلین پشته – عباس دره می باشد مردم دیباج بیشتر دامداری و عشایر بودند که بعضی مواقع به منطقه بجنورد لب مرز ترکمنستان کوچ می کردند که بالغ بر ۱۲۰۰۰۰ هزار راس دام داشتند که بزرگترین در آمد منطقه بعد از ایل عشایر سنگسر به حساب می آمد که متاسفانه این آمار در حال حاضر به ۲۰ هزار راس رسیده است۰

 زبان مردم شهر از قدیم الایام نه به زبان فارسی نه به زبان گیلکی – نه به زبان ترکی شباهت دارد با این حال به همه زبانهای یاد شده مطابقت دارد بعنوان مثال شب را شو- آب را  ا و- گاو را گو- خواب را خو در گویش محلی تلفظ می کنند۰

این شهر دارای چشمه سارهائی بنام سر خوان که تعداد سه چشمه بوده و چشمه های قلعه و ورزن یا برزن اشتراک و طبق عرف محلی به دو قسمت به طرف قلعه و یک قسمت به طرف برزن برای زراعت استفاده می کنند۰ آب چشمه زردوان یا زیاران مجزا از زیر نهر چشمه اشتراکی قلعه و برزن عبور می کند نقطه سر خوان محلی است تفریح گاه و چشم انداز زیبا چنانچه باز سازی شود یکی از نقاط سیاحتی به شمار می آیدچشمه سار سر خوان ( معروف به سر چشمه) با ۴۰۰ لیتر آب در ثانیه ضمن تامین آب شرب سه محله بقیه آن مصرف کشاورزی صرف می شود که گندم کاری این منطقه در زمان قاجار معروف بوده و همه ساله مقامات در بار ی گندمها را خرید می کردند و در دربار شاهان مصرف می کردند۰

چشمه آبسیج: که شامل چند چشمه از چند نقطه می جوشد و طبق عرف محلی برای زراعت حصار –گرگین دره- گرگین دره علیا و سفلی- درشتکوه – شیخ عمان- میان درود  را آبیاری می کنند چشمه دیگری نیزبه نام چشمه سار تنگه زندان وجود دارد که دارای ۲۰۰ لیتر آب در ثانیه می باشد که هزار هکتار زمینهای نرم  بالا و پائین(میان نرم) – پشت تنگه- امیران دشت کلا در جهت کشاورزی کشت و کار می شوند زیبا ترین نقطه می توان به تنگه زندان نام برد که دارای حیوانات وحشی چون پلنگ و خرس – خوک و شکارهای چون بز کل و میش را نام برد۰ اطراف شهر دارای کوهایی است بنام لوکرد- هلالان – نماز گاه – کلاریز- سالدره- انبان کوه شاهدار کوه رزبان- که هریک از این نامها دقیقا” مشخص نیست که چگونه نامگذاری شده است۰ کوه امام ابوالقاسم که بر فراز آن قبری وجود دارد که کوه نوردان و جوانان میتوانند این قلعه مرتفع را طی نمایند که یکی از آثار باستانی است.

نقارخانه که در بیست کیلومتری شرق قرار دارد روی آن برجی وجود دارد که احتما لا” دیدبانان برای هشدار نقار
 می زدند

قلعه چهار گنبدان مشتمل است به تر در – شاهیراز –دو آب – مناره – خرسی چال – خود چهار گنبدان – باغ کرکی – اسپی خاک  – خدرقه – که به ملک شهر مجن منتهی می شود.

که ادامه آن – لارکوه – چملور – نرم بالا – نرمیان – نرم پائین – تنگه – برنو – آبدرو – کلاء – امیران دشت – از طرف دیگر – بازیار سنگستانه – تنگه – پیر مردو  – سیاه بنی – بن بند – اسکور تنگه – سربند میان  وغیره

از طرف دیگر لاپ قدح- کلینی پشته – کولدر بالا – کولدر پائینی – دروازه – کفتر صله – ریز مررشک – کیدر چرخ آشان – دوخال – آلوحصار و غیره

آثار قدیمی و تاریخی : بقعه مبارکه حضرت امام زاده محمد دیباج است که در مجاورت محله قلعه قرار گرفته در فصل چهارم منتخب التواریخ به قول صحیح محل دفن آن حضرت بین استر آباد و دامغان به نام چهاره دفن است که حرم آن توسط میرزا شاهرخ طبق تاریخ ساخته شده و منقول است صندوق چوبی که به آیات قرآن هک می باشد که اکنون در داخل ضریح آلمینیوم قرار دارد توسط آب رودخانه حمل گردیده و بدرختی که فعلا” قطع شد گیر کرد و مقداری از راه را آورده و برروی قبر مطهر قرار دادند – سنگی وجود داشت به صورت خربزه که اثریک قاش از آن که برداشته بودن وجود داشت که بصورت سنگ در آمد چوبی وجود داشت به نام چوب دستی حضرت که کسی اطلاعی از داخل چوب نداشت که هم چوب و هم سنگ به سرقت رفت حضرت امامزاده محمد دیباج فرزند بلا فصل حضرت امام صادق (ع) است که به خون خواهی حضرت امام رضا (ع) راهی طوس شد که توسط نیروهای مامون به شهادت رسید فردی با سخاوت و بسیار وجیه بوده که بدین جهت اورا دیباج لقب دادند.

چهار طاقیان : بنائیست تاریخی و قدیمی که دارای چهار دهنه و چهار پایه بوده که بعلت حوادث طبیعی رو به خرابی میرود این بنا که قبلا” دارای گنبدی بوده و از دور اسکلت آن مشخص بود و اکنون بصورت چهار پایه  باقیست در جوار آن آثار قبور فراوانی مشاهده میشود . مشخص نیست قبر چه شخصیتی بوده است .

حصار : که در پنج کیلومتری غرب شهر قرار دارد با باروئی خشتی و گلی  بسیار مستحکم که عرض بنا به ده متر میرسد و ارتفاع آن بالغ بر ده الی دوازده متر است که دارای یک درب بوده و بالای سردرب یک قراولخانه وجود دارد و د.ورآن نه هم نمایانگر احداث خندقی بوده است که برای حفظ امنیت و جلوگیری از خطرات دشمن در آن آب می بستن که آثار کامل آن به نام حصار قلعه باقیست۰

قراول تپه : دو طرف شمالی و جنوبی شهر بر جهای در بالای تپه احداث گردیده که خرابه های یکی از آن باقی است  و دیگری نابود شده است . و همچنین ضلع شرقی شهر نگهبانان در آنها برای حفظ امنیت قراول می دادند. ۱- آثاری از پیرمردی است که خود وگوسفندانش به سنگ تبدیل شده است . ۲- از میان دوسنگ بصورت کاسه آب می جوشد بنام دو لاپه قدح.

در سه کیلومتری غربی شهر در بالای تپه برجی دارد بنام قلعه دختر یا بگویش دیباجیها دختر قلعه که مدرک معتبری در ماهیت آن وجود ندارد بقه های در قبرستان محله زردوان وورزن وجود دارد که شجره و تاریخ صحیحی که دلالت بر اعتبار آنها باشد وجود ندارد در سه کیلومتری شمال شهر چشمه ای است بنام باداب درمان که برای درمان امراض پوستی موثر است ۰

شهر دیباج به عنوان یکی از شهرهای شهرستان دامغان دارای جاذبه های توریستی و گردشگری بسیاری می باشد

شهر دیباج در فاصله ۵۴ کیلومتری شمال شرقی شهرستان دامغان در مسیر جاده دامغان به گلوگاه مازندران با ارتفاع ۱۸۵۰ متر از سطح دریا در طول جغرافیایی ۱۴/۵۴ و عرض جغرافیایی ۲۶/۳۶ واقع گردیده است. دیباج خود شامل روستاهای قلعه، ورزن و زردوان است. پیشتر آنرا چهارده ویا چهارده رودبار میخواندند. هرچند هنوز این نام بین مردم محلی رایج است اما از سال ۱۳۷۵ بصورت رسمی این منطقه به شهر تبدیل شد و اکنون دارای شهرداری است.

این شهر همچنین مرکز دهستان رودبار در بخش مرکزی شهرستان دامغان نیز محسوب می‌شود. آب و هوای دیباج، در زمستان سرد و در تابستان معتدل است.شهر خوش آب و هوا و حاصلخیز دیباج که زیبایی دل فریب آن هر بیننده را به تحسین وا می دارد. در بهاران زیباترین چشم اندازها را پیش روی ساکنان و مسافران می گشاید.  عنوان دیباج «چهارده» از کنیه امامزاده محمد، فرزند بلافصل امام جعفر صادق(ع) مدفون در این شهرف شهرت یافته است.

حوزه دیباج از شمال به ارتفاعات البرز، از جنوب به شهر دامغان، از شرق به دهستان دامنکوه، از غرب به دهستان صرصر محدود است و وسعت آن «دهستان رودبار» به ۷۰۰ کیلومتر مربع (۸% وسعت شهرستان) می رسد. جمعیت این شهر بر اساس آخرین سرشماری در سال ۱۳۷۵، ۳۳۸۵ نفر می باشد که متاسفانه به دلیل عدم ایجاد اشتغال بکار جوانان، یکی از شهرهای مهاجر فرست محسوب می شود و به همین دلیل جمعیت آن رشد چندانی ندارد. مردم این شهر خونگرم و علاقه مند به عمران و آبادی شهر و میهن اسلامی خود می باشند. در این راستا شهرداری پس از افتتاح رسمی در سال ۱۳۷۵ با همکاری و مشارکت شهروندان کمک شایانی به رشد، توسعه و عمران شهری نموده که امید است این روند ادامه داشته باشد آب و هوای این شهر به دلیل کوهستانی بودنش در تابستان خنک و معتدل و در زمستان سرد و نیمه مرطوب و میزان نزولات جوی آن ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیمتر در سال می رسد.

منابع اصلی آن درآمد مردم در بخش کشاورزی بوده که عمده ترین محصولات زراعی آن شامل: سیب زمینی، گندم، جو، یونجه از محصولات باغی شامل گردو، گیلاس، زردآلو، گلابی می باشد. در بخش دامداری وجود مراتع سه گانه ییلاقی، قشلاقی و میان بند، نگهداری دامهای دشتی را نسبتاً خوب ارزیابی نمود. در بخش
 

[ ۱۳٩٢/۱/۸ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ چارده وچه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یک چاردی وچه هستم. charde.vache60(at)gmail.com
صفحات اختصاصی